تبليغاتX
انکار ما -
چهارشنبه سوم بهمن 1386
نشستیم کناری و از آب و هوا می گیم.از قطعی گاز و قحطی محبت حرف می زنیم.از اینکه چرا این تایید صلاحیت شد و اون یکی رد صلاحیت.از اجماع حرف می زنیم و اختلاف نظر.از طنزهای ۹۰ شبی میگیم و چشممون به ساعت شنیه که کی زمان پریدخت فرا میرسه و با بیداری به خواب میریم.تازه لیگ برتر هم دوباره شروع شده.خلاصه حواسمون به همه چی هست جز...

دو قدم اونطرف تر دو قدم مانده به صبح یه عده دارن سلاخی میشن و هیچ کس جرات دم زدن نداره.حتی جرات نداره براشون دعا کنه.شایدم باز فراموشی.غزه یعنی شهر فراموش شده. و شعار اینکه به ماچه؟!کلاه خودمون رو بچسبیم تا باد نبره.یه عده هم که همیشه می گن این همه کمک کردیم چی شد؟!

اگه شما هم فراموش کردید....................

نوشته شده توسط میثم فکری در 15:42 | | لینک به این مطلب
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران