تبليغاتX
انکار ما


انکار ما

یادداشتهای یک سردبیر رادیویی





















این روزها تصویر زندگی ام نه مانند تصویر زندگی شبکه ۲ سیماست که پر رنگ ولعاب و پر از کارشناس و حرفهای شعاری اما خوشمزه است. و نه مانند هیچ تصویر دیگری.

 این تصویر زندگی را به هیچ کس نشان نخواهم داد چون سیاه است و حتی نه سیاه و سفید.

این تصویر زندگی شاید هیچ تصویری ندارد و تمامش ندیدن است. انگار باید در روز عصای سفبد نمایشش دهند. شاید هم در روز مبادا!

-----------------------------------------------

بی ربط نوشت: یکی از دوستان نظر گذاشته بود و سئوالی پرسیده بود.ازتون خواهش می کنم دوباره به باشگاه مراجعه کنید و در دوره ی بعدش ثبت نام کنید دوست مصاحبه شونده! 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:9 توسط میثم فکری| |

خاطرات سفر اینجوری بود:

من، مجتبي، امير و رضا.

اتاق 814 و حرف ما كه 8 يعني امام هشتم و 14 يعني چهارده معصوم(ع)

بدون حاجت، چشم به ضريح

دعوت و لياقت

يك روز پائيز شلوغ حرم

عشق در موزه ي حرم

مسجد گوهرشاد عشق هميشگي من

نماز صبح در هواي سرد

اين همه جمعيت

14 نفر مسافر

آقاي شاكري، خادم عجيب حرم كه چند بار مرده بود

حرفهاي ديوانه كننده شاكري

غروب آخر و يا علي گفتن به امام رضا

و تمام شد.

اما تفال بعد از سفر

غزل: دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود         تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود

 

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:50 توسط میثم فکری| |

 زمانی که ما عشق و ارادت خود را ساده تر از همیشه ابراز می کنیم زمانی است که به شیطان می گوییم: ای ابلیس من عاشقم! عاشق تو و همه ی منش و روشت. اما در برابر دیگران و خدای خود و دیگران نمی توانیم به این راحتی بگوییم و برای گفتن یک کلمه مثل مار گزیده ای به خود می پیچیم. اگر حال ما این است که عشقمان فقط شیطان است. پس مرگ بر عشق!
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 16:52 توسط میثم فکری| |

سلام. از اينكه مدتي نبودم و چيزي ننوشتم شرمنده ام. باور كنيد نظرات شما رو مي خوندم. فقط فرصت نوشتن نداشتم.

برنامه ي (اينجا شب نيست) بامداد جمعه با سردبيري بنده ي حقير روي آنتن ميره كه بعضي از دوستان لطف داشتند و سعي مي كنيم كه بهتر هم بشه. 

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:16 توسط میثم فکری| |


Design By : Night Skin