تبليغاتX
انکار ما


انکار ما

یادداشتهای یک سردبیر رادیویی





















ابتداي تابستان اغلب به شب يلدايي فكر مي‌كنيم كه طولانيست و در كنار هم هندوانه‌اي هست و آجيل و اين حرف ها. اما شايد هيچ وقت به زمستان عمرمان فكر نكرده باشيم. زمستاني كه لزوما در دوران پيري اتفاق نمي‌افتد و چه بسا در ابتداي جواني و بهار زندگي سرماي زمستاني شاخه‌هاي جواني را مي‌خشكاند. اين زمستان به هر علتي ممكن است فرا رسد و سرمايش تا مغز استخوان برسد. با اين وجود هميشه در ابتداي هر زمستان اميدي هست به بهاري ديگر اما در زمستان زودرس عمر شايد اميدي به ديدار دوباره‌ي جوانه‌ها نباشد!

….

امشب به زمستان عمر مي‌انديشم…!

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:6 توسط میثم فکری| |

 به گاه گاه دلنشين تو چنان دلبسته گشته‌ام كه از هميشه‌ي خود خسته‌ام.

به سايه سار تو چنان خو كرده‌ام كه از نور اتاقم خسته‌ام.

به جان تو چنان قسم نشانه رفته‌ام كه از قسم به جان خود هميشه خسته‌ام.

به سوگواره‌ات چنان رفيق گشته ام كه از نشاط خود به راحتي خسته‌ام.

 

اين حرفها اصلا چيزي نبودند. نه شعرند نه نثر نه هيچ. فقط تمرين بودند براي اينكه گاهي به ياد بياريم ما هم بايد به احساس خود احترام بذاريم؛ چون اين قانون طبيعته هرچند با قانون اجتماع خود ساخته‌ي ما معارض باشه.

اگر آبي دريا رو مي ديديم. اگه سبزي جنگل رو مي شناختيم. اگه صلابت كوه رو مي فهميديم. اگه سادگي كوير رو درك مي كرديم... اگر آدم رو بهتر مي شناختيم حتما نتيجه زندگي ما چيز ديگري بود. حتما، شك نكنيد!

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 16:39 توسط میثم فکری| |

ترافیک و باران و آب گرفتگی بهانه مناسبی است برای اینکه شما در خیابان‌ها آواره شوید و هیچ خودرویی شما را به مقصد نرساند و زمانی هم که سوار شده‌اید حتما بر اقبال و بخت بلند خود درود می‌فرستید!

اگر این روزها سوار بر تاکسی‌های رنگارنگ شده باشید حتما احساس بدهکاری شدیدی به شما دست داده است که چرا این راننده زحمت‌کش، شما که شهروند ساده‌ای بیشتر نیستید را بر مرکب عمومی خود یعنی همان تاکسی سوار می‌کند و شما را به مقصد می‌رساند؟! احتمالا در آخر مسیر هم خود را برای هر مبلغی که راننده درخواست کند آماده کرده‌اید زیرا شما مدیون این راننده هستید که شما را به مقصد رسانده است.

اما این اتفاقات و احساسات شما در روزهای پرترافیک و بارانی بیشتر می‌شود، چون تاکسی‌ها و خودروهای حمل و نقل عمومی به کمتر از دربستی راضی نمی‌شوند و شما برای رهایی از باران، آب گرفتگی شهر و ترافیک که هرکدامشان به تنهایی مشکل حل ناشدنی به نظر می رسند باید مبلغ بیش از انتظارتان برای رسیدن به مقصد بپردازید.

روز گذشته سوار یکی از همین تاکسی‌های خطی شدم و پس از عبور از مسیر پرترافیک مبلغ بیشتری از عرف آن مسیر دریافت کرد و زمانی که با اعتراض بنده مواجه شد، گفت: باید من هم مانند دیگر تاکسی‌ها دربستی سوار می کردم تا زیر باران بمانید و چقدر بنزین می سوزانم و کرایه همین قدر است و حرف‌های این‌چنینی.

خلاصه راننده آن‌قدر گفت که ما از خیر چانه زدن گذشتیم. احتمالا شما هم تجربه های مشابهی داشته‌اید و این سوال‌ها برای شما هم پیش آمده است که بالاخره متولی کنترل و نظارت بر تاکسی‌ها چه کسی و چه نهادی است؟ مگر بیشتر از سایر خودروها بنزین دریافت نمی کنند؟ مگر تاکسیرانی به آنها خدمات ارائه نمی کند؟ مگر تاکسی ها اجازه تردد در تمام محدوده ها را ندارند؟ و چندین سوال دیگر که زمانی که همین تاکسی‌ها شما را سوار نمی‌کنند برای شما پیش آمده است.

اما همه این‌ها نشان می‌دهند که باید منتظر تصمیم راندگان باشیم و گویا ما به تاکسی‌‌‌ها مدیونیم!

منبع:www.inn.ir

نويسنده: خودم!

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 15:7 توسط میثم فکری| |

شما به هيچ وجه حق انتخاب نداريد.

شما نمي‌تونيد براي آينده خودتون روش مناسبي پيدا كنيد.

شما نمي‌تونيد راحت باشيد.

شما نمي‌تونيد به كوه و جنگل بريد و هرطور كه راحتيد زندگي كنيد.

شما نمي‌تونيد به دامان طبيعت پناه ببريد و از دنياي مدرن فرار كنيد.

شما بايد همونطور كه جامعه جديد براتون تصميم گرفته تصميم بگيريد.

شما...

اين حرفها، حرفهاي جديدي نيست. توي وبلاگ من هم پر بوده از اين حرفهاي به قول معروف صدتا يه غاز!

اما اينها يه بار ديگه بعد از ديدن فيلم in to the wild" " به سرم زد. فيلمي كه يه حكايت واقعي از دلزدگي‌هاي يه جوون آمريكايي از جامعه و روابط اجتماعي دور و برشه و تصميمي كه مي‌گيره تا از همه‌ي اين روابط مدرن رها بشه.

اگه مي‌شد ما هم هركدوم رهايي از اين روابط پيچيده جديد رو تجربه مي‌كرديم حتما تاثيرات مثبتش رو مي‌ديديم. اما ما بيشتر در بند خودمونيم تا در بند روابطمون...

«بايد راه فاصله را پيمود تا به عاطفه رسيد!»

پ.ن. از محمد صابری بخاطر فیلمش ممنونم.

نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:21 توسط میثم فکری| |


Design By : Night Skin