تبليغاتX
انکار ما


انکار ما

یادداشتهای یک سردبیر رادیویی





















پشت میز تحریر نشسته بود.یا فکر می کرد یا می نوشت....

فکر می کرد که به چی باید فکر کرد و می نوشت که از چی باید نوشت.

راه می رفت و به اطراف نگاه می کرد...

راه میرفت که ببینه کجا باید بره و به اطراف نگاه می کرد تا ببینه به کدوم طرف باید بره.

....

خلاصه هنوز زنده بود و این زندگی مثل یه عاشق سمج بهش چسبیده بود...

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 20:41 توسط میثم فکری| |

با خودم فكر مي كردم چقدر تا حالا راجع به منتظر واقعي و انتظار و فرق ما با بقيه كه منتظر نيستن حرف زدم يا بهتر بگم شعار دادم؟!

اما يه سوال ديگه هم هميشه پرسيدم كه امروز كه روز عيده با بقيه ي روزهات چه فرقي داشته؟

ولي امروز ديدم كه خدا وكيلي براي خودم هيچ فرقي نداشته و مثل هر روزه و شايد... نمي دونم چه انتظاري بايد از يه روز خاص داشت. بايد منتظر يه اتفاق خاص باشيم؟ يا يه شادي زايدالوصف؟ و يا يه تحول شگرف؟يا...

خلاصه هر چي بايد باشه فعلا نيستيم و برامون تفاوتي نداره چون خودمون هيچ فرقي نكرديم و نمي كنيم.

ما هنوز حتي به اين روزهاي آسموني، زميني نگاه مي كنيم!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 16:23 توسط میثم فکری| |

مرد همچنان منتظر رسيدن به فرصتهاي نانوشته ي سرنوشتش بود.

به ناگاه كسي از راه رسيد و سلامي داد. ولي مرد كه فقط منتظر يك نفر بود سلامش را به سردي جوابي گفت. و چشمهايش را به افق دوخت.

.....

مرد هنوز سرنوشت را نشناخته بود...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 12:29 توسط میثم فکری| |

زمان-مکان ۱

ساعت ۱۰ صبح.یکی از روزنامه های دولتی. برق قطع شده. اعصابت از گرما و قطعی اینترنت خرد شده. با یکی از سرویسها هم سر اینکه خبرها رو کی کار کنه مشکل پیدا کردی. سردبیر پشت خطه،می گه چرا خبرها اینجوری ان؟چرا این خبر رو کار کردی؟ چرا گزارش خبری از فلان موضوع کار نکردی...برق هنوز قطعه!

زمان-مکان ۲

ساعت ۵/۲ بعد از ظهر. رادیو جوان. برق قطعه. یعنی امیدت برای آیتم سازی خیلی کمرنگه. مدیر باهات کار داره. می گه: این چیزا رو کار نکنید.چرا اون موضوع رو کار می کنید؟چرا القا می کنید که برنامه خوب نیست؟ می گم: پس چی کار کنم، ولی معلوم نیست. نویسنده ها هم تکلیفشون معلوم نیست...برق تا ساعت ۴ قطعه!

زمان-مکان ۳

ساعت ۶ عصر.پخش رادیو جوان.برق وصله! نمی دونی چه کار باید بکنی؟! تهیه کننده می گه باید سنگین تر کار بکنبم و موسیقی سنتی کار کنیم.بنده خدا تقصیری نداره. اما نیم ساعت اول که تموم میشه می گم:بخش عصرگاهی رادیو پیام! پیامکهای محبت آمیز هم می رسه!... برق هنوز وصله!

زمان-مکان ۴

ساعت ۱۰ شب. منزل. اینجا هم هر شب برق قطع می شه. به اینترنت هم نمی شه سر بزنی. اینجا هم پیامکهای محبت آمیز(!) می رسه.ناراحتم... برق همچنان قطعه!

زمان-مکان ۵

ساعت ۱۵ دقیقه بامداد.برق وصل شده. نظرات خوانندگان وبلاگ رو می خونم... وحالا برق من قطع می شه!

 

هر کسی نظری داره که می تونیم استفاده کنیم دریغ نکنه.ولی حتما شرایط فعلی ما رو درک کنید! 

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 11:4 توسط میثم فکری| |


Design By : Night Skin