انکار ما
یادداشتهای یک سردبیر رادیویی
دانشجو.کلمه ای که شاید بی مسماترین کلمه ای باشه که این روزها می شنویم. امروز دیگه نه دانشجو خودش می دونه چه کاره ست و نه دیگران.تقصیر هیچ کسی هم نیست جز خود دانشجو. ما اگه اعتقاد هم داشته باشیم که دانشجوییم ولی یادمون رفته که برای چی اومدیم و دیگران از ما چی می خوان. سال اول از این خوشحالیم که دانشگاه قبول شدیم و توی پوست خودمون نمی گنجیم و انگار زمین و زمان فقط برای دانشجو شدن ماست ولی ما برای هیچ. سال دوم تازه چشم و گوشمون باز میشه و فکر می کنیم که می تونیم کاری بکنیم بخاطر همین به دنبال کار می گردیم تا پول دربیاریم و سربلند(!!!) بشیم. سال سوم چشم و گوشها بیشتر باز میشه و بعضی دیگه رو هم می بینیم و هوایی میشیم. سال چهارم اگه دنبال شیر خشک نباشیم به فکر ازدواجیم.... و همه ی اینها یعنی دانشگاه تعطیله! تا زمانیکه بعضی جنبشها بعضی اشخاص سیاسی رو تا حد عصمت قبول دارن و به نظرشون فلان نماینده یا وزیر هیچ وقت اشتباه نمی کنه یا از اون طرف تا زمانیکه بعضی جنبشها همیشه به دنبال خراب کردن بعضی چهره ها و ساختارهای نظامن هیچ وقت تعادل بوجود نمیاد و وضعیت جنبشهای دانشجویی همینه که هست. 16 آذر روز دانشجو مبارک!!!
| Design By : Night Skin |


